معنا پژوهی در مراسم انقلاب

بحث درباره مراسم نیازمند مطالعات و مباحثات چند رشته ای است و غفلت از این امر، ما را در ورطه یکسویه نگری و دل بستن به تحلیل های نادرست گرفتار می کند. پژوهشها در حوزه مراسم باید با درک و فهم این نکته و پذیرش آن به عنوان یک اصل موضوعه (پیش فرضی) صورت پذیرد.

از جمله موضوعاتی که بررسی آن نیازمند گزینش چنین رویکردی می باشد، معنا پژوهی مراسم انقلاب است. این نگاه به مراسم انقلاب، حداقل با دو حوزه «جامعه شناسی» و «روان شناسی» مرتبط است. در این مقاله سعی می کنیم تحلیل و توصیف جامعی را پیرامون این مساله ارائه  .دهیم رفتارهای انسان که مجموعه فعالیت های عینی و قابل مشاهده هستند، برخاسته از باورها و اندیشه های انسان می باشند. بنابراین، رفتارها حاکی از باورها هستند. بدین ترتیب، می توان رفتارهای عینی را تفسیر و تحلیل کرد و مبانی نهفته در بطن آنها را شناسایی نمود. این فرایند نه تنها در عرصه فردی قابل اجراست، بلکه به حوزه های اجتماعی نیز می توان آن را سرایت و تعمیم داد.

کنش های جمعی را باید در «نظام هایی معنایی» هر جامعه ای به طور مجرا بررسی نمود، چرا که تنوع فرهنگی زمینه ساز افرینش معانی و مفاهیم گوناگون است. برگزاری مراسم ومناسبت ها در هر جامعه ای در بردارنده یک رفتار جمعی است که به معنا و مفهوم خاصی ، تجسم می بخشد. در این میان آنچه اصالت دارد، «روح» مراسم است نه «کالبد و قالب» آن، کالبد تنها ارزش ابزاری دارد؛ یعنی به مثابه وسیله ای محسوب می شود که روح و معنا را القاء می کند. بدین ترتیب، معنا همچنان امری ذهنی باقی می ماند اگر در قالبی عینی قرار نگیرد.

اما نکته مهمی که مدار بحث این مقاله را تشکیل می دهد حالتی است که مخاطب در« قالب مراسم» متوقف می ماند و با «محتوای ان» ارتباط برقرار نمی کند. در این صورت ، مراسم کارکرد حقیقی خود را از دست می دهد و به عادتی تهی مایه و تکراری تبدیل می شود. این وضعیت را می توان «مرگ معنا» خواند. دو مثال دینی می تواند این گزاره ها را به خوبی تبیین نماید.

نمونه اول: خداوند متعال در قرآن کریم درباره فلسفه نماز می فرماید: «نماز برای تحقق ذکر من بپادار» یعنی حقیقت نماز همان ذکر و یاد خداست و حالات و حرکات بدنی ، ارزش مستقلی ندارند. اساساً ذکر صفتی است که «دل» انسان به آن متصف می شود ونه بخش دیگری از وجود او چنانچه از ذکر زبانی نیز سخن گفته می شود، باید آن را تعبیری مسامحی دانست؛ چراکه ابتدا دل به ذکر و یاد خدا مشغول میشود و سپس زبان به تبعیت از آن و برای اظهار این فعل قلبی، به حرکت در می آید.

اما اعمال عبادی برخی افراد، غالبا در یک رفتار ظاهری خلاصه می شود واز ذکر و توجه قلبی تهی است؛ روشن است که چنین عبادت و نمازی دیگر قادر نیست (به تعبیر قرآن) انسان را از منکر و معصیت باز دارد. بنابراین، این آیین معنوی در برخی افراد، دچار «مرگ معنا» شده است.

 نمونه دوم: در مورد عزاداری ماه محرم تأمل کنید. گاهی یک مراسم که رسالت اصلی آن، ایجاد یک جریان موج خیز و جنبش آفرین اجتماعی است، روح و معنی خود را از دست می دهد و از آن به جز یک سلسله آداب و تشریفات بی اثر و کلیشه ای ، چیزی باقی نمیماند. استاد شهید مطهری (ره) معتقد بودند که عزاداری ماه محرم به چنین آسیبی مبتلا شده است، چرا که تنها از زاویه یک حادثه تاریخی و احساسات شخصی به آن نگاه می شود. این نگاه کم دامنه و سطحی موجب می شود، ماهیت و محتوای قیام عاشورا در بستر زمان جاری نشود. بدین ترتیب، این مراسم به یک عادت و سنت، بدون جهت گیری خاصی اجتماعی ، تبدیل می شود که کارکرد برگزاری آن، فقط تحصیلی ثواب و بخشودگی گناهان است. این در حال است که مراسم عاشورا بهانه ای است برای زنده نگاه داشتن «ارزشی های اسلامی» همچون جهاد، شهادت طلبی، ولایت ، امر به معروف ، نهی از منکر و .... اساساً حکمت برگزاری مراسم و آیین در اسلام، «تذکر» است نه «تفنن» حال به بحث درباره مراسم انقلاب و نگاه معناپژوهانه به آن باز می گردیم. آیا مراسم انقلاب در حوزه مخاطب، دچار آفت تفکیک قالب از محتوا و فراموشی محتوا شده است؟ آیا مراسم انقلاب می تواند پیام ها و مضامین ارزشی انقلاب و وقایع آن را به مخاطب منتقل کند؟ آیا سخنرانی ها، مقالات، مصاحبه ها، تجمعات، جشن ها و برنامه سازی ها قادرند مخاطب را از «سطح و ظاهر» به «عمق و باطن» سیر دهند و عقل و دل او را به تسخیر خود در آورند؟ واقعیت این است که بسیاری از مراسم و مناسبت های انقلاب، تا حدود قابل توجهی در این بخشی موفق بوده اند و آثار مطلوبی را به دنبال داشته اند. در این برهه از حیات انقلاب، مردم عمیقاً ضرورت حضور خود را در صحنه ها وهمچنین تهدیدهای داخلی و خارجی را درک می کنند. با این حال نباید از آسیب های موجود غافل شد. به راستی، آیا مراسم و آیین های انقلاب در حد مطلوبی ارزش های معنایی انقلاب اسلامی (همچون استکبار ستیزی، معنویت گرایی، ولایت مداری ، جهاد ، شهادت طلبی، ایثار ، خدمحوری و ...) را به مخاطبان منتقل می کنند؟ با اندکی تامل درمی یابیم که برنامه ها نیازمند تجدید ساختار و محتوا و مهندسی نو هستند. عرصه فرهنگ، عرصه نوآوری و پویایی و خلاقیت است. به طور مداوم باید «ارزش های ثابت و متعالی» را در «قالب های نو و کارآمد» قرار داد و با «ابزارهای پیشرفته» به گروه مخاطبان ارائه نمود.

به منظور عینیت بخشیدن به مباحث مطرح شده و تعمیم دادن آن به مراحل سیاست گذاری و عملیاتی مراسم و مناسبت های انقلاب، برخی از نتایج کاربردی این مقاله به طور اجمالی عرضه می شود.

۱- متوازن سازی ابعاد «معرفتی» و «معنوی» مراسم و تأکید توامان و متناسب برروی هر دو مقوله.

۲- برنامه آفرینی و طرح ریزی براساس محوریت «ارزش های معنایی انقلاب اسلامی.» باید سنجید که هر برنامه، بطور مستقیم یا غیر مستقیم ، چه تأثیری بر نهادینه سازی ارزش های انقلاب از خود به جا می گذارد.

۳ - بکار گیری کارشناسان و نخبگان در هر دو دوره برنامه ریزی و اجرا؛ بدین معنی که طرح ها باید از بعد علمی وسیعی برخوردار باشند و مجریان نیز کارامدی لازم را دارا باشد. این امر به خصوصی در مورد سخنرانی ها که باید از جذابیت ، عمق و وجهه علمی کافی برخوردار باشد اهمیت می یابد.

۴ - پرهیز از تکیه بر برنامه ها و طرح های سطحی و عوام پسند که تنها در پی تفنن و سرگرمی هستند و ذائقه مخاطبان را در جهت تنزل کیفی هدایت می کنند.

۵ - بهره گیری از قابلیتها و ظرفیتهای بالای معارف و اندیشه های اسلامی برای تأمین محتوای برنامه ها .

۶ - ارائه الگو ی جامع به نسل جوان خواهان تحولی و پویایی.

نوشته شده توسط: محمد 

نظرات